دوشنبه ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۶ - 2017 April 24
جدیدترین اخبار
کد خبر: ۱۹۸۲۸۱
تاریخ انتشار: ۲۲ دی ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۴
چه باعزت رفت ولی ناگهانی. این عروج آسمانی، ملتی را به اندوه فرو برد زیرا نگاهش به آینده، همواره امیدآفرین بود و چه نعمتی برتر از امید.
به گزارش سوک ؛ درادامه این مطلب آمده است:امروز به عنوان میزبان آخرین سفر آیت الله هاشمی رفسنجانی، رفتیم تا بدرقه کننده سفر آخرتش باشیم. جمعیت و بالاخص حضور جوانان، خیره کننده بود. در نگاه ها و چهره ها می خواندی که همه با عشق و علاقه و برای قدرشناسی آمده اند.

چه باعزت رفت ولی ناگهانی. این عروج آسمانی، ملتی را به اندوه فرو برد زیرا نگاهش به آینده، همواره امیدآفرین بود و چه نعمتی برتر از امید.

حین مراسم تشییع تا پایان تدفین، لحظه به لحظه، آخرین سفر استانی و حضورشان در بوشهر از جلوی چشمانم عبور می کند. لحظاتی که درجزیره خارگ، از صنایعی که عملیات اجرایی آنها در زمان رئیس جمهوریشان در دولت سازندگی شروع شده بود، را بازدید می کرد و شوق و لبخند ایشان از اینکه اکنون آنها را فعال و مولد می دید.

هنگامی که با مردم خارگ نشست و درد دل ها و گلایه مندیهایشان را شنید که گفتند: ما همانیم که در سال ٥٧ و پیش از پیروزی انقلاب به عنوان یک مبارز آمدید و مشکلات ما را دیدید، ما همانیم که در دفاع مقدس، متوسط هر روز یکبار با کارکنان صنعت نفت، مورد حمله هوایی صدام بودیم، ما همانیم که با هم عهد بستیم تا مبارزه کنیم تا با هم شهید و مجروح شویم... آیت الله در پاسخ گفت: کلامتان درست است، من کاره ای نیستم ولی به زنگنه توصیه می کنم تا این گلایه مندی را حل و فصل کند.

(بنده هم از مهندس زنگنه خواهم خواست این کلام و قول آیت الله را بر زمین نگذارد).
هنگامیکه در استقبال و بدرقه در خارگ، با خضوع بی نظیر، دست همه حاضرین و میزبانان را به گرمی و صمیمانه می فشرد.

هنگام صرف شام، صحبت هایی با آقای باستی (معاون عمرانی استانداری و از رزمندگان دفاع مقدس) در مورد عملیات والفجر ٨ و کربلای ٥ داشتند.

شب در مهمانسرا، با همه همکاران احوالپرسی کرد، و چه باحوصله و متواضع، به درخواست آنها می ایستاد و عکس می گرفت.

صبح زود، خلاصه اخبار را روی لپ تاپ به ایشان دادند و خواندند و شنیدند، سپس آمدند برای صبحانه.

لحظات بازدید ایشان از تاسیسات بندری و دهکده گردشگری در این سفر، همه فراموش ناشدنی است.

موقعی که یکی از شهروندان غافلگیرانه دستشان را بوسید و گفت؛ «آقای هاشمی شما را دوست دارم»، چه زیبا گفتند: «هر کسی را دوست داری، این کار را با او نکن، مغرور می شود.»
هیچ میهمانی به قدر ایشان، به توسعه دهکده گردشگری بوشهر و تاثیرش بر روی شهر و استان تاکید نکرد. گفت: «کار خلاقانه ای است که باید ادامه بدهید. از این ظرفیت طبیعی برای گردشگری و اشتغالزایی استفاده کنید.» و با این سخنان، خستگی های این کار را از تنمان زدود.
در تمام سفر، آقایان سعادت و خدری (نمایندگان استان در مجلس) همراه بودند. گفتم که از مجلس مرخصی گرفته اند تا میزبان شما باشند. با اینکه آقای سعادت کسالت شدید هم داشت ولی بنا به علاقه مندی، آمده بود تا به رسم ادب، میزبانی کند.

در نشست با نخبگان اجتماعی و اقتصادی، وقتی یکی از حضار در تمجید از وی، به زندگی پر فراز و نشیبش اشاره کرد و بطور اختصار خدماتش را با طبع هنرمندانه اش بازگو می کرد، اشک از چشمانش سرازیر بود.

صحبت بقیه را هم با احترام و دقت گوش می کرد.در سخنانش از مرحوم نبوی (نماینده پیشین استان در مجلس) گفت و از علاقه اش به ایشان و اینکه از همرزمان انقلابی اش در بوشهر بوده و اینکه در مبارزاتشان از رئیسعلی دلواری شما الهام و الگو می گرفتیم و سپس با شناخت دقیق از بوشهر سخن گفت و اینکه بوشهر، قبلا دروازه ایران بوده است و الان هم باید همین گونه شود.آن لحظه که در نشست عصر با اهل سنت استان، عصر بخیر گفت و با یکایک افراد با صمیمیت احوالپرسی و دست داد. جالب اینکه در هنگام عکس گرفتن با اهل سنت، چهره دو همکاری که بین مهمانان بودند، را شناخت و گفت:' شما که با هم بوده ایم'. باز از حافظه ایشان متعجب شدم.

موقع خروج از میهمانسرا، با یکایک کارکنان آنجا، خداحافظی کرد و به درخواست آنها عکس یادگاری گرفت.

وقتی سوار ماشین شدیم برای رفتن به عالیشهر، چند متر که رفتیم، وقتی پاسداران استان که طبق ضوابط، حلقه ٢ حفاظت از ایشان را عهده دار بودند و چند نفر همکاران دیگر را در محوطه دیدند، به راننده گفتند بایست. پیاده شد. با حدود ٢٥- ٢٠ نفر که بودند دست داد و تشکر کرد و برگشت و سوار ماشین شد.

در عالیشهر، در جمع مدرسین و کارکنان دانشگاه آزاد نیز چه نیک و دقیق از تکنولوژی جدیدتر از نانو سخن گفت.

پس از جلسه عالیشهر، همانجا، من و آقای زرین فر (معاون استانداری) و یکی از همکارانش، پشت سر ایشان نماز مغرب و عشاء را به جماعت خواندیم و سپس عازم فرودگاه شدیم.
برای بدرقه، پشت سر ایشان، پلکان هواپیما را بالا رفتم، گفتم که این دو روز با تمام وجود می خواستیم میزبان خوبی باشیم و ایشان لبخندی زدند و گفتند که: «چه کاری می شد که شما نکردید؟» و با این سخن رضایت آمیز، لذت حضورشان را دو چندان کرد و این پیام را به همکاران نیز ابلاغ کردم.

در فرودگاه بوشهر با این کلام ایشان، بدرقه آخرین سفر استانی آیت الله هاشمی رفسنجانی خاتمه یافت و امروز بدرقه سفر اخروی ایشان. ولی اولی چه نشاط بخش بود و دومی چه تلخ و حزن انگیز.

فضای حرم امام هم سنگین و اندوهگین بود. چه قبل از تدفین که پشت سر حاج سیدحسن آقا، نماز خواندیم و چه پس از آن که دکتر جهانگیری، دکتر لاریجانی، حاج سیدحسن آقا و ... در اتاقی با حضور چندین نفر دیگر، لحظاتی نشستیم و اندوه سنگینی حاکم بود.

می گویند حدود 3.5 میلیون نفر جمعیت برای تشییع آمدند و شاهد این جمعیت بودم که تنها و تنها از سر علاقه و قدرشناسی آمده بودند

دیروز بزرگمردی تاثیرگذار را بدرقه کردیم که مردم ایران در فراقش اندوهناکند. امروز نیز (٢٢ دی ماه)، یادش را گرامی می داریم؛ بوشهر، حسینیه سیدالشهداء بهشت صادق، ساعت 10.30دقیقه تا اذان ظهر.
یادش گرامی و آرمانهایش پر رهرو باد.
نام:
ایمیل:
* نظر: