سه‌شنبه ۲۶ تير ۱۳۹۷ - 2018 July 17
کد خبر: ۲۰۹۴۸۸
تاریخ انتشار: ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۱۵:۳۹
به قلم ایرج مزارعی؛
سوک: اگرچه پس از گشایش های اقتصادی برجام مراودات اقتصادی ایران و اروپا قدری بهبود یافت اما واقعیت این است که در چنین شرایطی و وابستگی اقتصادی و منافع متقابل میان اروپا و امریکا و اشتراک آنها در مدل اقتصادی و همچنین با رجوع به فلسفه سیاسی دولت های اروپایی می توان به این نتیجه رسید که از اروپا آبی برای ایران گرم نمی شود و دیگ بخار همچنان سرد خواهد بود.
به گزارش سوک به دنبال خروج یکجانبه آمریکا از برجام، تحلیل و نگارش های متفاوتی در عرصه بین الملل میان نخبگان سیاسی و کارشناسان روابط بین الملل در این زمینه فزونی گرفته است که در این جا سعی میکنم به طور گذار و در قالب یادداشتی به تحلیل این موضوع که اروپا و سایر اعضا اروپایی برجام نه تنها سدی در مقابل امریکا نیستند بلکه سایه ای از خود امریکاست به صورت کوتاه بپردازم.

همه ما میدانیم که گفتمان سیاسی، اقتصادی امروز کشورهای اروپایی همان گفتمان لیبرالیسم در بعد سیاسی و گفتمان سرمایه داری در بعد اقتصادی است که اساسا هر دو مدل منبعث از مدل سیاسی و اقتصادی آمریکا است، گفتمانی که به دنبال استفاده از حداکثر فرصت های اقتصادی و منافع ملی بدون توجه به ارزش ها و ارمان های عدالت طلبانه، اخلاق و اصول انسانی است، بنابراین به واقع تا چه میزان می توان بر قول سران این کشورهای اروپایی الخصوص المان، فرانسه و بریتانیا حساب باز کرد . ایا این کشورها در همه ابعاد اقتصادی و سیاسی تابع امریکا نیستند، ایا بریتانیا در تمام رویدادهای بین الملل همان اسب تروای امریکا و نزدیک ترین متحد امریکا در ۱۰۰ سال گذشته نبوده است.

بعنوان مثال مطابق آماری که مرکز آمار اتحادیه اروپا منتشر کرده، فقط در سال ۲۰۱۶ صادرات کالای کشورهای عضو اتحادیه اروپا به آمریکا۳۶۲ میلیارد یورو بوده است.

این در حالی است که در همین سال، مجموع صادرات کالای کشورهای عضو اتحادیه اروپا به ایران فقط ۸.۲ میلیارد یورو بوده است. به عبارتی صادرات کالای اروپایی‌ها به آمریکا ۴۴ برابر بیشتر از صادرات کالای آنها به ایران است.

مطابق این گزارش، واردات کالای کشورهای قاره سبز از آمریکا در سال ۲۰۱۶ به رقم ۲۴۶ میلیارد یورو رسید، در حالی که واردات کالای این کشورها از ایران فقط ۵.۵ میلیارد یورو بوده است؛ یعنی اتکای اقتصاد اروپا به واردات کالا از آمریکا ۴۵ برابر بیشتر از واردات کالای آنها از ایران است.

اگرچه پس از گشایش های اقتصادی برجام مراودات اقتصادی ایران و اروپا قدری بهبود یافت اما واقعیت این است که در چنین شرایطی و وابستگی اقتصادی و منافع متقابل میان اروپا و امریکا و اشتراک آنها در مدل اقتصادی و همچنین با رجوع به فلسفه سیاسی دولت های اروپایی می توان به این نتیجه رسید که از اروپا آبی برای ایران گرم نمی شود و دیگ بخار همچنان سرد خواهد بود.

اگرچه پس از خروج امریکا از برجام ما شاهد جهت گیری هایی از سوی کشورهای عضو اتحادیه اروپا در حمایت از برجام هستیم اما در شرایطی که مصوبات شورای امنیت سازمان ملل و سازمان بین المللی انرژی اتمی در معادلات قلدرانه و یکجانبه امریکا انچنان جایگاهی ندارد به نظر می رسد ایران برای مقابله با تحریم های خصمانه امریکا باید تجدید نگرش در مدیریت اقتصادی همراه با شکوفایی صنعتی و حمایت از کالای داخلی به دور از شعار گرایی روی آورد.

هر چند روسیه و چین نیز دو کشوری در برجام محسوب می شوند که دارای ایدئولوژی متفاوتی از غرب هستند اما باز هم حجم بالای مبادلات اقتصادی این دو کشور علی الخصوص چین با امریکا و اروپا نماینگر این اصل واقع گرایی و سودگرایی و ماتریالیسم تاریخی در روابط بین الملل است که همه کشورها به دنبال حداکثر منافع هستند و نمیتوان امید چندانی جهت سرمایه گذاری به آنها داشت، بنابراین به نظر می آید که در چنین شرایطی نخبگان سیاسی کشور از هر دسته و جناحی باید در جبهه ای واحد و متحدتر از همیشه منافع ملی کشور را بعنوان اصل اجتناب ناپذیر در سیاسیت داخلی و خارجی خود انتخاب و با تاکید بر ظرفیت ها و پتانسیلهای داخلی راه برون رفت از تحریمها را برای خود به ارمغان آورند.

دکتر ایرج مزارعی
کارشناس روابط بین الملل

نام:
ایمیل:
* نظر: