سه‌شنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۷ - 2018 October 23
کد خبر: ۲۰۹۹۹۲
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۸ خرداد ۱۳۹۷ - ۰۹:۳۳
گذری بر زندگی دو دختر یتیم
لبخند زندگی را می‌توان از رنگ‌ و روی شادی که انتخاب کرده‌‌اند دید؛ شال و لباسی رنگی که هارمونی و کنتراست خوبی با رنگ خاکستری بلوک‌های سیمانی ایجاد کرده است.

سوک : با یک ٢٠٦ اقساطی شروع کرده‌اند. درست خرداد سال 94. با این وصف از روزی که سکینه و بدری تصمیم گرفتند به کار بلوک و تیرچه‌بلوک وارد شوند به زودی خود را  در یک بازار رقابتی شهر کوچکشان دیدند.

دو خواهر بالای سر کارگاه نسبتا خانوادگی‌شان همیشه حاضر هستند و چندوقتی است دفتر فروشی را در یکی از شهرهای بزرگ استان بوشهر دایر کرده‌‌اند تا سفارش قبول کنند. لبخند زندگی را می‌توان از رنگ‌ و روی شادی که انتخاب کرده‌‌اند دید؛ شال و لباسی رنگی که هارمونی و کنتراست خوبی با رنگ خاکستری بلوک‌های سیمانی ایجاد کرده است.

وقتی می‌پرسم چرا این شغل؟ چرا تیرچه‌بلوک؟ و اینکه از کجا این ایده به ذهنتان رسید؟ می‌گوید: همه‌چیز یک‌باره شد، انگار کسی ما را هل داد تا این زمین را خریداری کنیم و بعد هم این کار شروع شود.

سکینه 34 سال دارد و خواهر کوچک‌تر است و چندبار تکرار می‌کند خواهر بزرگ‌تر همه کارها را انجام داده و با خجالت بیشتری حرف می‌زند. او و بدری- خواهر 43 ساله‌اش - ازدواج نکرده‌‌اند و تحصیلاتشان تا سیکل است. وقتی پدرشان فوت می‌کند به دلیل نداشتن نان‌آور تحت پوشش کمیته امداد یکی از شهرستان‌های استان بوشهر قرار می‌گیرند و مادرشان مجبور به دست‌فروشی در بازار می‌شود.

سکینه می‌گوید: چندسال قبل یک ٢٠٦ اقساطی خریداری کردم و در یک برهه زمانی که قیمت‌ها افزایش قابل‌توجهی داشته آن را فروخته و حالا این پول سرمایه بالای 400 میلیونی برایشان آورده است.

بدری به میان حرف خواهرش آمده و می‌گوید: هرچند کار سختی بود اما با پول ٢٠٦ اقساطی، این قطعه‌زمین در بیرون شهر خریداری کردیم و بعدها تبدیل به کارگاه بلوک و تیرچه‌بلوک شد.

بدری ادامه می‌دهد: در همان خردادسال 95 درخواست یک وام به صندوق اشتغال نیازمندان داده و پس از این که این تسهیلات دریافت کردیم، علاوه بر آماده‌سازی زمین کارگاه، چند دستگاه برای قالب‌زنی بلوک‌ها نیز خریداری کردیم و کارمان از همان زمان شروع شد.

بدری به کمک برادر و خواهرزاده‌اش به‌عنوان دو مرد که در این روزهای سخت کنارشان بوده‌‌اند اشاره می‌کند و می‌گوید: این بلوک‌ها و تیرچه‌ها را قبلا سفارشی آماده نمی‌کردیم چون سرمایه‌مان در این سطح نبود. در این مدت به میزانی که می‌توانستیم تولید می‌کردیم و درست مثل هندوانه در میدانی از شهر که محل فروش مصالح ساختمانی است می‌فروختیم.

حالا و پس از قریب به دو سال این دو خواهر به‌ جز اشتغال برای برادر و خواهرزاده خود، زمینه ایجاد اشتغال برای چهار کارگر دیگر نیز ایجاد کرده و با ذوق و ادبیات خاص بازاری‌ها می‌گویند می‌خواهند بلوک‌های باکیفیتی تولید کنند تا مشتریانشان به‌خاطر همان‌ها سراغشان بیایند.

سکینه می‌گوید: خیلی‌ها کیفیت را کم می‌کنند اما چون بازار رقیب دارد ما نمی‌خواهیم از کارمان کم بگذاریم و به همین درآمد هم قانعیم. ادامه می‌دهد که اگر پول کارگران و اقساط وام‌هایی که از کمیته امداد گرفته‌‌اند و سایر هزینه‌ها را کم کنند برای هر کدام از خواهرها مبلغ خوبی باقی می‌ماند که می توانند به خوبی گذران عمران کنند.

داستان زندگی این دو خواهر نشان از صرف فعل خواستنی است که می‌توان با سعی و تلاش در کنار پشتکار و برنامه‌ریزی موفق بود.

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۳
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۳۳ - ۱۳۹۷/۰۳/۰۸
0
0
درود درود درود بر خواهران!
نام:
ایمیل:
* نظر: