چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸ - 2019 October 16
کد خبر: ۲۲۱۳۵۸
تاریخ انتشار: ۲۹ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۵:۰۶
تحلیل گر سیاسی هم استانی
به نظر میرسد که نقش ترامپ در "ضربه نهایی " به " مرگ هژمونی آمریکا " در این شرایط منحصر بفرد بوده است و ترامپ عوام گرا ، ملی‌گرا و حمایت گرا گسست "هژمونی پوچ " امریکا را به اوج خود رسانیده باشد ، بطوری که حتی مدلها و الگوی "شوک‌درمانی اقتصادی" و دموکراسی‌سازی سریع نیز نتواند این هژمونی پوچ را احیا کند .
سوک: در گذر تاریخ فراز و فرود زیادی از رشد و افول کشورها را شاهد بوده آیم که شاید هم وقتی به طور فرایندی به ان نگریسته شود امری طبیعی و معمولی به نظر میرسد .

بله صحبت از فراز و افول قدرت آمریکا در جهان میباشد . قدرتی که بعد از جنگ جهانی دوم رشد جهشی خود را آغاز کرد و با پایان فروپاشی شوروی سابق به اوج قله فراز خود رسید ، تا جایی که بسیاری از کارشناسان روابط بین الملل صحبت از نظم نوین جهانی با محوریت و تمرکز امریکا داشتند . 

برای بررسی مرگ امریکا و پایان هژمونی این کشور در جهان تبعا علل و عوامل مختلفی وجود دارد . یکی از مهمترین علل این مرگ را میتوان در نیروهای ساختاری عمیق موجود در نظام بین‌الملل دانست که بی‌وقفه علیه هر کشوری میتوانند عمل می‌کنند .

در کنار عوامل ساختاری نظام بین الملل به عواملی دیگر چون ، زایش قدرتهای نوظهور اقتصادی چون چین و هند ، سوءعملکرد واشنگتن در به‌کارگیری هژمونی ،  سوءاستفاده از قدرت،   کم رنگ شدن اتحاد دول متحد و محور ،  تقویت ائتلاف مخالفان و سیاستهای یکجانبه گرایی امریکا و شخص ترامپ میتوان اشاره کرد . 

بنابراین باید گفت که جهان در حال گذار از نظام تک‌قطبی امریکایی میباشد  و به‌زودی کشورهایی چون E7 ( چین ، هند ، برزیل ، روسیه ، مکزیک ، اندونزی و ترکیه )  اقتصاد جهان را در دست خواهند گرفت . هم اکنون این ۷ کشور ۳۵ درصد از سهم اقتصادی جهان را در دست دارند که با همگرایی و هم افزایی انها این رقم در سال ۲۰۵۰ به ۵۰ درصد خواهد رسید .

 تصمیمات یکجانبه گرایانه ،   خسارت‌بارانه ، نادرستانه و بی‌ملاحظه گرایانه  آمریکا به اعتقاد بنده به دوران هژمونی آمریکا پایان داده است و خروج امریکا از بسیاری از پیمان‌های بین‌المللی عملا صلاحیت اخلاقی و سیاسی امریکا را در جهان لگد مال کرده است  ، تا جایی که متحدان دیرینه مانند کانادا  و اتحادیه اروپا  و سازمانهای بین المللی بویژه نهادهای حقوق بشری را بشدت نگران این سیاست یکجانبه گرایانه کرده است .

به نظر میرسد که نقش ترامپ در "ضربه نهایی " به " مرگ هژمونی آمریکا " در این  شرایط منحصر بفرد بوده است و ترامپ عوام گرا ،  ملی‌گرا و حمایت گرا  گسست "هژمونی پوچ  " امریکا را به اوج خود رسانیده باشد ،  بطوری که حتی مدلها و الگوی "شوک‌درمانی اقتصادی" و دموکراسی‌سازی سریع نیز نتواند این هژمونی پوچ را احیا کند .

اوج این خرد شدن هژمونی آمریکا را میتوان در درگیری آمریکا با کشورهای آسیایی ، فاصله با هم‌پیمانان ۷۰ ساله اروپایی و حذف آمریکای لاتین در نگاه راهبردی امریکا میتوان نگریست .

در پایان باید عنوان نمایم که با تغییرات سریع در اقتصاد جهان و تبدیل چین به عنوان بزرگترین اقتصاد دنیا تا سال ۲۰۵۰ با سهمی حدود ۲۰درصد ،  کسب جایگاه دوم و چهارمی جهان توسط هند و اندونزی و مبدل شدن آمریکا به اقتصاد سوم جهان ،  بزرگ تر شدن اقتصاد مکزیک از کشور انگلستان و آلمان تا سال ۲۰۵۰ ،  کاهش سهم ۲۸ کشور عضو اتحادیه اروپا از تولید ناخالص داخلی جهان به کمتر از ۱۰ درصد ( حتی کمتر از هند تا سال ۲۰۵۰  )  ،  تلاش بیشتر اقتصاد های نوظهور برای از بین بردن شکاف درآمدی نسبت به آمریکا ،  انجام اصلاحات ساختاری برای بهبود ثبات اقتصادی جهان و رهایی از وابستگی بیش از حد به منابع طبیعی ،  عملا مرگ خاموش هژمونی آمریکا را بیشتر به صدا درآورده است .

دکتر ایرج مزارعی ، کارشناس امور سیاست خارجی آمریکا و مدرس دانشگاه
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد