دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸ - 2019 December 09
کد خبر: ۲۲۴۶۴۹
تاریخ انتشار: ۲۲ آبان ۱۳۹۸ - ۰۹:۱۳
در مسیر کنگره 2121 شهید استان بوشهر
اگر لياقت اينها را داشتم كه در اين جهاد مقدس شهيد شدم براي من ناراحت نشويد كه اين آرزوي همه بندگان خاص خداست ، مهربان مادرم در شهادت من خود را هيچ ناراحت نكن از خدا صبر و استقامت برايت مسئلت مي‌دارم و شما برادرانم راه مرا ادامه داده و هرگز امام را فراموش نكنيد.
به گزارش سوک، در حالی تا 26 دی ماه که آغاز اجلاسیه پایانی کنگره سرداران و 2121 شهید استان بوشهر است 64 روز زمان باقی نمانده ، بنا داریم به شکلی منظم با انتشار بخشی از زندگی و وصیت نامه شهدا ، یاد و خاطره این رزمندگان جان بر کف که جانشان را فدای این خاک و مرز و بوم و انقلاب کرده اند گرامی بداریم. 

مشخصات شهيد 

نام و نام خانوادگي شهيد :  اسكندر جعفري، نام پدر : حسين ، نام مادر : زينب كبيري،  شماره شناسنامه : 7884 ، تاريخ تولد : 1339 محل تولد : روستاي انبارك شهرستان تنگستان ، محل شهادت : اسارتگاه بعثيون در عراق، تاريخ شهادت : 1366 ،عضويت: بسيجي ، مسئوليت: تك تيرانداز،  شغل:كارگر ،ميزان  تحصيلات:ابتدايي ، وضعيت تاهل: متاهل، تعداد فرزند: 1 محل دفن : روستاي انبارك بهشت شهيد جمالي

زندگينامه  شهيد اسكندر جعفري   

شهيد اسكندر جعفري در سال 1339 در خانواده‌اي فقير از نظر مالي، غني و پر بار  از نظر علم و آگاهي مذهبي  در روستاي انبارك از توابع شهرستان تنگستان متولد شد. براستي سر مشق دوستان و الگوي سازنده براي آنها شد و چنان متدين به دين مبين اسلام بود كه زبان زد خاص و عام شده بود. ايشان در سن 8 سالگي به دوستان درس مي‌آموخت هرچند به علت مسائل و مشكلات مالي نتوانست به مدرسه برود ولي با ضميري روشن و آگاه و بينش قوي كه در او بود در درس با اراده بود. هرلحظه از زندگي شهيد درس بود پس از خدمت مقدس سربازي كه در پايگاه هوايي بوشهر براي دوستان سرباز الگوي  يك سرباز با تقوي بود  با خدمت در جهاد سازندگي تنگستان و با اعزام به جبهه نبرد حق عليه باطل براي آزادي ميهن اسلامي و دفاع از اسلام عزيز و انقلاب مقدس اسلامي به ميادين نبرد شتافت  در عمليات بيت المقدس كه آزادي خرمشهر را به دنبال داشت مردانه  شركت كرد و با شجاعت زياد به اسارت بعثيون در آمد با ارسال نامه به خانواده محترم خود از دعاهاي كميل و توسل و نمازهاي نيمه شب و ايستادگي در برابر بعثيون و چگونگي شكنجه ها نقل مي كند. و سرانجام در سال 1366 بر اثر شدت شكنجه شربت شهادت مي نوشد.   يادش گرامي و نامش جاويد و راهش پر رهرو باد 


نمونه اي از نامه هاي شهيد به خانواده اش در هنگام اسارت در زندان عراق 

پدر بزرگوارم(منظور امام خميني (ره)رهبر انقلاب است )، برادرانم حسين،علي و اكبر سلام مي رسانم. تازه فهميدم كه بر امام موسي كاظم در زندان چه مي گذشت . اينجا اگر يك (ق) از ما بگيرند مارا پنج تا ده روز به كلاس (زندان)مي فرستند و همچنين با تاپول چوب نخل خرما به ما خدمت مي‌كنند .(منظور از ق ، قرآن است)

وصيت نامه شهيد اسكندر جعفري

ان الله الشتري من المومنين رجال باموالهم و انفسهم بان لهم الجنه و يقاتلون في سبيل الله و يقتلون و يقتلون .«قرآن كريم»

با درود فراوان به رهبر عزيز و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و با سلام بر شهيدان و رزمندگان و ملت قهرمان ايران، اينجانب اسكندر جعفري با آگاهي راه خود را انتخاب نموده و براي جهاد في سبيل الله به جبهه آمده ام تا به هل من ناصر ينصرني  حسين زمان لبيك گفته مسئوليت سنگين خود را نسبت به خدا و اسلام و انقلاب اسلامي ايران انجام و با نثار خون ناچيز خود خدمت كوچكي به اسلام  بنمايم اگر لياقت اينها را داشتم كه در اين جهاد مقدس شهيد شدم براي من ناراحت نشويد كه اين آرزوي همه بندگان خاص خداست ، مهربان مادرم در شهادت من خود را هيچ  ناراحت نكن از خدا صبر و استقامت برايت مسئلت مي‌دارم و شما برادرانم راه مرا ادامه داده و هرگز امام را فراموش نكنيد و شما خواهرانم اميد است چون حضرت زينب (س) پيام  مرا به همه برسانيد و تو اي همسر مهربانم كه لياقت آنرا داشتي كه همسر يك شهيد باشي ، استقامت را پيشه خود ساز و همچون زنان قهرمان كربلا در مرگ با سعادت من استقامت داشته باش همگي شما را به خدا مي سپارم . مرا حلال كنيد امام را فراموش نكنيد . اسكندر جعفري   


مصاحبه  با برادر شهيد

س- ضمن عرض سلام و خسته نباشيد خودتان را معرفي كنيد.

ج‌- اينجانب محمد علي جعفري برادر شهيد اسكندر جعفري ساكن روستاي انبارك هستم .

س-در مورد ايشان هرچه مي دانيد بگوئيد.

ج- اولا اين شهيد در خانواده فقير و مذهبي متولد شد با توجه به فقيري خانواده ، من و برادرم اسكندر كارگري  مي‌كرديم جهت اينكه معاش خود و خانواده را تهيه كنيم در جهاد اهرم با مشقت و تلاش كار مي كرديم يك بار در ايام جنگ همه جوانان از همه روستاها به جبهه مي‌رفتند قصد جبهه كرد در آن روز كه به كار نيامد من ناراحت شدم گفتم: چه شده ؟ بعد از مدتي خبر اسارت ايشان را به خانه آوردند . اخلاق و رفتار ايشان هر چه از آن بگويم كم گفته‌ام  نماز اول وقت ، شركت در تمام مراسمات مذهبي ، تمام مردم را به صلح و صفا دعوت مي‌كرد در مورد درس ايشان مي توانم بگويم كه سه كلاس بيشتر درس نخوانده بود به علت فقر مالي نتوانست درس را ادامه دهد.

س- از صفات ديگر ايشان بگوئيد .

ج- ايشان به ورزش اهميت مي داد . جوانان را به ورزش در تيم فوتبال شاهين انبارك دعوت مي كرد در حين بازي فوتبال جوانان روستا را به تقوي دعوت مي‌كرد. هرگز نگذاشت افراد خانواده و دوستان غيبت كنند . هميشه با دوستان در مراسم سينه زني ماه محرم شركت مي كرد . هر گاه راهپيمايي بود در آن شركت مي كرد .

س- در تشييع پيكر پاك شهيد چه احساسي داشتيد ؟

ج- هنگامي كه شهيد تشييع شد استقبال مردم از شهيد خيلي گسترده بود زيرا اين سفر كرده چندين سال از وطن دور بوده بسيجيان دريا دل و پاك ، خواهران و برادران شهيد پرور از تمامي نقاط استان روح شهيد را شاد كردند. در مراسم ختم مردم همكاري لازم را كردند روح شهيد را زنده كردند و احساس من كه برادرم شهيد شده اين است كه اين امانت خدا بود كه نزد صاحب  اصلي اش رفت . روحش شاد و راهش مستدام باد 

مصاحبه با همسر شهيد

س- ضمن عرض سلام خواهشمندم خودتان را معرفي كنيد  .

ج- اينجانب فاطمه زنده بودي همسر شهيد اسكندر جعفري .

س-در مورد ايشان هرچه مي دانيد بگوئيد.

ج- اينجانب در طي اين دو ماه كه با شهيد بودم هيچ گونه ناراحتي از آن نديدم . ثمره ازدواج دوماهه ما يك فرزند به نام عبدالرحيم مي باشد چندين سال بعد از شهادت اسكندر نزد خانواده پدرم زندگي كردم پسرم كه به سن 8 سالگي رسيد مجددا با برادرش محمد علي جعفري ازدواج كردم كه ثمره آن يك دختر مي‌باشد .احترام ،متانت، صبر و بردباري    صله رحم از جمله خصوصيات خوب اخلاقي شهيد مي باشد .  

س- چه خاطره اي از ايشان داريد .

ج- در طول دو ماه كه مدت كمي مي‌باشد كه در خانه ايشان بودم او هميشه به نماز و قرآن  علاقه وافر نشان مي داد با اقوام دوست بود و خدا گونه رفتار مي‌كرد .

س- در مورد علاقه مندي ايشان به معنويات و مسائل مذهبي توضيح دهيد.

ج- علاقه مندي ايشان به نماز و دعا سر آمد همه جوانان روستا بود هيچ كس را  ناراحت نكرده بود در تمام مراسمات اسلامي مثل سينه زني ماه محرم، دعاي كميل ،راهپيمايي ها ، مقابله قرآن و…  شركت مي كردند 

س- در هنگام  تشييع  شهيد بزرگوار چه احساسي داشتيد ؟

ج- با توجه به هشت سال كه ايشان در اسارت در زندانهاي مخوف بعثي بود اميد داشتم كه ايشان همواره با ديگر اسيران برگردد كه سرنوشت آن چيز ديگري بود . شهادت افتخار ايشان گرديد و دل ما را هم شاد كرد مردم با جان و دل در تشييع و ختم شهيد شركت كردند و از جان و دل مايه گذاشتند در آن هنگام باري از دوش من برداشتند كه دست آنان درد نكند.

شعر در وصف شهيد از طاهره پورعباسي 

ديدي كه بوشهري به خون خود چه ها كرد
                                              قصد سفر از جبهه ها تا كربلا كرد
هر مشت اين خاك خدا احساس دارد   
                                             بوي حسين و اكبر و عباس دارد 
اينجا زمين لاله هاي انقلاب است    
                                             اينجا زمين بوكردنش عين ثواب است
اينجا هزاران بلبل شاداب بودند   
                                            بهر حسين و كربلا اصحاب بودند
بو كن ببين بوي خميني خاك دارد 
                                            بوي شهيدان حسيني خاك دارد
بو كن زمين را بوي مردان تنگستان           
                                           بوي هزاران لاله  استان شيران

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد