در مسیر انقلاب
گفتمان انقلاب اسلامی در گذر چهلمین سال
سوک: این روزها در حال چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی را جشن میگیریم که این انقلاب به بلوغ کامل سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی خود رسیده و شعاع ،  دایره  و گستره ان کاملا بعد جهانی بخود گرفته است . بطوری که این انقلاب و گفتمان آن در ذهن اندیشمندان و متفکران غربی و آکادمی های آنها مورد کنکاش و توجه اساسی قرار گرفته است .

با گذشت ۴۰ سال از پیروزی انقلاب اسلامی معمای دلایل و علل پیروزی این تفکر همچنان در ذهن اندیشمندان غربی پیچیده و سنگینی میکند و هنوز بررسی ریشه های این رخداد عظیم به عنوان یکی از دل‌مشغولی های صاحب نظران و تاریخ‌نگاران غربی مطرح است و انها نتوانسته اند پایه های اساسی این انقلاب را که بر محور مردم ، ایدولوژی و رهبری حضرت امام  ( ره ) بود به معنای واقعی  تشخیص بدهند .

انقلاب اسلامی ایران به تعبیر "میشل فوکو” فیلسوف فرانسوی روحی تازه در جهان قرن بیستم بوجود اورد ،  روحی که به تبع شکل گیری و تولد و زایش آن در سال ۵۷  توانست بسیاری از معادلات حاکم بر روابط بین الملل و نظام دوقطبی جنگ سرد را تغییر دهد. این روح در دنیای روابط بین الملل تاثیری بس شگفت انگیز داشت و همچنان بعد از گذشت نزدیک به ۴۰ سال ذهن تحلیلگران و مفسران غربی را به خود مشغول کرده است.

این انقلاب از بدو تولد تا کنون آبستن حوادث و سوانح زیادی در خود بوده است و از همان آغاز تولد تا کنون مورد هجمه های ناجوانمردانه  کشورهای غربی و تفکرات لیبرالیسم و سوسیالیسم بوده است ،  بطوری که اگر انقلاب اسلامی را به چهار دهه تقسیم کرده باشیم در هر برهه و زمانی این انقلاب مورد حمله و یورش مستقیم و خصمانه دشمنان در قالب جنگ تحمیلی ، تحریم سیاسی ،  تحریم اقتصادی و ...قرار گرفته است .

در خصوص علل و عوامل این هجمه و دشمنی های نامتوازن دلایل زیادی وجود دارد که از حوصله این نوشتار خارج است و نمیتوان به طور کامل به تبیین آن پرداخت . این انقلاب به جهت  تفکرات عدالت طلبی و مشی مبارزه با استعمارگری ،  امپریالیسم و عدم تحمل زور از همان ابتدا خود را در مقابل و تقابل با تفکرات یکجانبه گرایانه غرب دید ، چرا که این گفتمان حمایت از اقشار آسیب پذیر و مستضعف را بعنوان استراتژی خود قرار داده بود و این رویکرد نمیتوانست مورد پذیرش ایادی ظلم و زور قرار بگیرد و فلذا از همان ابتدا این انقلاب را مورد نامهربانیهای زیادی در داخل و خارج از کشور قرار دادند.

صدور انقلاب بعنوان مهمترین استراتژی این انقلاب نقطه اصلی تلاقی با غرب از همان ابتدا بود ، بطوری که وقتی حضرت امام در همان نقطه شروع این انقلاب در ۱۵ خرداد سال ۴۲ این نحله فکری را مطرح کرد مورد دشمنی های زیادی از طرف رژیم شاهنشاهی و ایادی آنها قرار گرفت که این دشمنیها  همچنان نسبت به این نحله فکری ادامه دارد .

در این جا به این نکته هم اشاره نمایم که به جهت محتوی اسلامی و انسانی این انقلاب ،  امروز این تفکر در گوشه گوشه جهان خود را در معرض دید افکار عمومی کشورهای جهان قرار داده و است و مورد پذیرش بسیاری از جنبشها و تفکرات آزادی خواهان جهان قرار گرفته است که اوج آن را در گفتمان و جریان مقاومت در منطقه غرب آسیا میبینیم  که این تفکر بعنوان یک امر اجتناب ناپذیر در سیاست خارجی آنها تبدیل شده است  .

حال که ما در آستانه ورود به دهه پنجم انقلاب قرار داریم و تفکر و گفتمان انقلاب اسلامی  خود را بعنوان یک رهیافت مورد پذیرش در بسیاری از کشورهای جامعه جهانی قرار داده است میطلبد که در داخل کشور نیز این تفکر و گفتمان همچنان بعنوان یک راهبرد اساسی در سیاست داخلی و خارجی ما در دستور کار مسولین و کارگزاران دولتی قرار داشته باشد هر چند در این روزها شاهد کم لطفی هایی از طرف بعضی از مسولین اجرایی کشور در رعایت و اجرای محتوی و مفاهیم این تفکرات میباشیم که شایسته نمیباشد .

دکتر ایرج مزارعی ْ کارشناس امور سیاسی و مدرس دانشگاه