دکتر مزارعی
ضرورت عبور از تئوری پنجره شکسته
سوک: شرایط نامساعد و استفاده از  رانتهای اقتصادی و سیاسی در داخل کشور در بعضی از زمینه ها ، بویژه مسائل مالی و پولی من را به یاد تئوری پنجره شکسته انداخت .

این تئوری بر این نکته تاکید دارد که ساختمانی را در نظر بگیرید که چند پنجره شکسته دارد. اگر این پنجره‌ها تعمیر نشوند، احتمالاً افراد خرابکار وارد ساختمان خواهند شد و  وقتی‌ که این ساختمان را با یک ساختمان سالم مقایسه می کنید تمایل بیشتری به تخریب سایر پنجره‌های ان نیز وجود خواهد داشت. به عبارتی اگر پنجره ای شکسته شد و مرمت نشد ، یعنی اینکه تمایل به شکستن قانون و هنجارهای اجتماعی وجود دارد  و با مشاهده بی تفاوتی جامعه ،  اقدام به شکستن پنجره دیگری نیز خواهد شد ، و زمانی نمیگذرد که شیشه های بیشتری شکسته خواهد شد .

ریشه این تئوری به باج گیری و زورگیری اخلال گران به سال ۱۹۸۰ میلادی در نیویورک امریکا و ایستگاههای مترو و قطار شهری برمیگردد که مردم تمایلی به پرداخت هزینه مترو نداشتند و عملا با این اقدام خود ضربه مهلکی به صنعت مترو نیویورک زدند . به طوری که  با این مدل انارشیستی و هرج و مرج طلبی، در یک سال بیش از ۲۰۰ میلیون دلار ضربه به صنعت مترو نیویورک وارد کردند.

بنابراین این نظریه به صورت ساده و خلاصه می گوید که دیدن یک پنجره شکسته در یک خانه، کارخانه و یا نظایر آن، به شما این پیام را می‌دهد که در آن مکان اوضاع مساعد نیست و نظمی وجود ندارد و همچنین اگر وجود پنجره های شکسته ادامه پیدا کند و کسی رسیدگی نکند ، بی نظمی عادی و سپس تبدیل به هنجار اجتماعی می شود.

حکایت ما در ایران امروز نیز در بعضی از شاخصه ها  چون اقتصادی و مالی خیلی با این تئوری فاصله ندارد و ما با پنجره های شکسته زیادی در حوزه مالی و اقتصادی روبرو هستیم ، که این خود  پالسهای بسیار بدی میتواند به جامعه  تزریق کند . بعنوان مثال وقتی مردم متوجه بشوند که موجودی حساب آقا زاده‌ها از حساب ذخیره ارزی بیشتر است ،  و یا اینکه اغلب این آقا زاده ها تابعیت مضاعف یا همان دوگانه دارند ، پنجره های شکسته زیادی برای جامعه باز می شود .

بنابراین وقتی در یک جامعه  ما با این خبرهای خلاف عرف ، هنجارها،  فرهنگ و عدالت اجتماعی مواجه میشویم ، عملا پنجره ای در حافظه تاریخی ،  ذهن جامعه و افکار عمومی  شکسته میشود ،  و وقتی می شنويم که این همه پنجره شکسته در کشور وجود دارد و واکنشی هدفمند و ساختارمند برای رسیدگی انها وجود ندارد و حتی این پنجره های شکسته ترمیم هم نمیشوند ، با یک جامعه با پنجره های شکسته زیادی مواجه میشویم که اگر فساد ، سوء استفاده و پارتی بازی نکنی، از جامعه و وضع موجود عقب می مانید  .

اما به نظر میاد که برای برون رفت و فرار از این وضعیت نباید هیچ پنجره شکسته ای در ذهن مردم باقی بگذاریم و هیچ پرونده فسادی نباید باز بماند و به عنوان مثال بعد از انتشار خبر موجودی حساب آقا زاده‌ها  و تابعیت مضاعف انها باید این خبر راستی آزمایی شود و اگر درست نبود به مردم یک گزارش دقیق و اعتمادآفرین ارایه شود و اگر درست است اقدام قاطعانه در دستور کار نهاد های مربوطه قرار گیرد و به مردم گزارش شود.

بنابراین هیچ پنجره مهمی در کشور نباید شکسته بماند ، چرا که این پنجره های شکسته تبدیل  به شهر شکسته و سپس جامعه شکسته می شوند .

اما خوشبختانه  باید تاکید نمایم که مدتی است که با حضور آقای رئیسی ریس جدید قوه قضاییه که  اتفاقا مجموعه ایشان نقش مهمی در مبارزه با فساد و بی عدالتی هم دارد،  شاهد نهضت و گفتمان مبارزه با فساد مسئولان بی تعهد ، غیرانقلابی و آقا زاده های غرب گرا ، نوکیسه ، لمپن و سلبریتی در کشور هستیم که امید است با انتخاب نمایندگان انقلابی و مردمی در مجلس یازدهم و همچنین دولت انقلابی در کنار قوه قضائیه در چشم انداز فرا رو ، هیچ پنجره شکسته ای در کشور وجود نداشته باشد و این نهضت مبارزه با پنجره شکسته با سرعت بیشتری تمام پنجره‌ای شکسته را ترمیم و یا بازسازی اساسی نماید .

یادداشت: دکتر ایرج مزارعی، کارشناس مسایل سیاسی و مدرس دانشگاه