در مسیر انتخابات
به این افراد رای دهیم/ اتاق فکر اصلاح طلبان برای پیروزی در انتخابات
به این افراد رای دهیم/ اتاق فکر اصلاح طلبان برای پیروزی در انتخابات

سوک: قطار انتخابات اسفندماه مجلس شورای اسلامی در حالی به سرعت ایستگاه ها را طی می کتد که بر اساس گمانه زنی های رسانه ای، تعداد فراوانی کاندیدای انقلابی در حال سوار شدن هستند.

حجم افرادی که این روزها احساس مسئولیت برای خدمت به مردم در قالب کاندیدای نمایندگی مجلس آنها را در بر گرفته ، آن قدر فراوان است که اگر با همین سرعت پیش رود شاید تعداد این افراد از رای دهنگان بیشتر هم شود اما به دلایلی از جمله کاستی هایی که در قانون انتخابات وجود دارد لاجرم فقط همین احساس مسئولیت با داشتن یک مدرک تحصیلی کافی است که هر فردی در هر جایگاهی خارج از این که می داند یا نمی داند احراز صلاحیت می شود خود را برای کاندیداتوری آماده کند.

در این شرایط و در حالی که اصلاح طلبان هم استانی با چراغی خاموش در حال رایزنی برای جلب توجه بزرگان قوم خود در عرصه سیاسی هستند اما در اردوگاه اصول گریان این گونه نیست و هر فردی با اتکاء به احساس مسئولیت خود ، نامش را رسانه ای می کند به این امید که بتواند در روزهای پایانی مانده به رای گیری موجی ایجاد و بهارستان نشین شود.

این در حالی است که صرف ادعای اصول گرایی و انقلابی بودن به تنهایی کافی نیست و فرد باید در کنار داشتن این عناصر مهم ارزشی، مقبولیت اجتماعی داشته باشد و در زیر پوسته هر شهر و دیاری در سطح استان نامش ورد زبان ها جاری باشد.

بررسی شکست اصول گرایان در دو سطح کاندیدای ریاست جمهوری دوره یازدهم و دوازدهم در سطح کلان ملی و انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفندماه سال 1394، نشان می دهد که وجود چندین کاندیدای اصول گرا سبب شد که قافیه را به راحتی به جریان رقیب ببازند.

این شرایط و به خصوص در چهار حوزه انتخابیه استان بوشهر در انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال 1394، خود را به شکل ملموسی تر نشان داد و در سایه تکثر کاندیداهای اصول گرا، افرادی وارد مجلس شورای اسلامی شدند که اکنون و در سال آخر خدمت در مجلس ، مردم استان چندان از کارکرد آنها راضی نیستند.

در این دوره از انتخابات، نیز شاهدیم که عده ای که از اسم و نام نیروهای انقلابی به شدت در هراس افتاده اند پروژه کاندیدا سازی را در حوزه های مختلف انتخابیه استان کلید زده اند تا بتوانند در زمینه شکستن آراء افرادی که بیشترین سطح تمایلات مردم به دلیل حضور نزدیک و به روز با آنها وجود دارد ، موفق شوند.

در قالب این پروژه مشاهده می شود که به موازات یک کاندیدای ارزشی و انقلابی صاحب چندین هزار رای ، چندین کاندیدای به ظاهر انقلابی دیگر توسط اطاق های فکر جریان رقیب، با این عنوان که توانایی رای آوری دارید قرار داده می شود تا با کوبیدن بر طبل قوم گرایی، اقدام به سرشکن کردن آراء جریان انقلابی و در نهایت پیروزی جریان رقیب با حداقل داشته هایش در هر چهار حوزه انتخابیه استان کنند.

یافته های میدانی نشان می دهد که این جریان در هر چهار حوزه انتخابیه در حالی که مشی اصلاح طلبانه خود را مخفی نگه داشته فعال شده و با کمال تاسف به گونه ای به اغواء کاندیداهایی می پردازند که در استاندارترین شرایط امکان جلب توجه و اعتماد حتی دو هزار نفر هم ندارند اما با فرستادن آدم های مختلف در لباس های متفاوت، این شرایط سراب گونه را در منظر دید آنها قرار می دهند و به مانند یک کاتالیزرور سرعت ورود آنها به کاندیداتوری مجلس را تسهیل می کنند.

پیشنهاد می شود برای این که کاندیدایی مطلوب با تفکر انقلابی به مجلس بفرستیم به این نکات نیز توجه کنیم.

نکته اول:

میزان شناخت مردم از یک کاندیدای انقلابی خیلی مهم است . این شناخت را می توان به وجود این کاندیداها و میزان نزدیکی به مردم طی سنوات گذشته و به خصوص در طی این سه چهار سال ارزیابی کرد.خیلی فرق است بین کاندیدای انقلابی که از دیروز مردم نامش را در سطح استان شنیده اند و حتی نمی دانند تا کنون کجا بوده و چه خدمتی به مردم کرده است تا کاندیدای انقلابی که طی چندین سال با همین مردم زندگی کرده و در هر پست و جایگاهی که قرار داشته خدماتش شامل حال مردم شده است.

نکته دوم:

ارتباط کلامی در سطح جامعه و حضور دائمی در منطقه و دیدار چهره به چهره یکی از فاکتور های بسیار حساس و مهم این دوره است. کاندیداهایی که طی سه چهار سال گذشته به نحو موثری در بین مردم حضور داشته و با نشست و برخواست با چهره به چهره مردم ، توانسته اند اعتماد جمعیت کثیری را با یک پشتوانه مناسب جلب کنند طبیعی است که از قدرت بیشتری برای حضور در انتخابات و پیروز شدن در این کارزار سخت همراه هستند تا عده ای که نامشان گاه حتی در بین اقوام و نزدیکان خودشان هم به سختی شنیده شده و در شهرها و روستاهای دیگر حوزه انتخابیه خود کاملا نا آشنا هستند. این عده که تعداد آنها به عنوان کاندیدا در سطح استان بسیار است صرفا کاری جزء شکستن آراء و کمک به جریان رقیب برای پیروزی در انتخابات ندارند.

نکته سوم:

فاکتور دیگر رای جریانی است، رای جریانی معمولا در بین اصول گراها به کاندیدای می رسد که خودش آمار رای بالایی داشته باشد و رای جریانی به عنوان تسهیل کننده، همیار و مکمل عمل می کند، در صورتی که بقیه فاکتور ها باشد این رای هم خودش می آید و در اختیار کاندیدایی که بیشتر احتمال رای آوری دارد قرار می گیرد. البته در دوره قبل چون تصمیم گیران آراء جریانی انقلاب در حوزه های انتخابی استان، مرتکب اشتباه محاسباتی شدند، شاید یکی دو دوره بگذرد تا این افراد انقلابی دوباره به این روش اعتماد کنند و این ترمیم زمان بر خواهد بود.

پس در یک کلام ، آخرین مولفه برای پیروزی یک کاندیدای انقلابی در انتخابات مجلس ، رای جریانی توسط شورای ائتلاف اصول گرایان و یا تشکیلاتی است که وظیفه اتحاد جریان ناب انقلابی را بر عهده دارد. این تشکیلات ابتدا و بدور از هر گونه تمایلات شخصی ذی نفوذ این جریان، باید یک آسیب شناسی دقیق از عدم موفقیت اصول گرایان در انتخابات گذشته را انجام دهد و سپس با یک واقع بینی به انتخاب گزینه هایی در هر چهار حوزه انتخابیه استان برسد که ضمن داشتن چهره ای انقلابی، دارای بیشترین نفوذ اجتماعی در اقشار مختلف مردمی داشته باشد والا پذیرش این ریسک که با در نظر گرفتن عدم رای آوری، پشت سر کاندیداهایی در استان قرار بگیرند که شاید بتوانند طی یک موجی نظر و اعتماد مردم را جلب کنند راهی جزء شکست برای آن متصور نیستیم.

نتیجه:

جریان اصلاح طلب رقیب، هیچ حرفی برای گفتن ندارد و به جزء تعدادی معدود آرایی که دارد، می داند با هیچ استراتزی قادر به پیرورزی در انتخابات نیست پس لاجرم با ایجاد تفرقه و چند دستگی، بین نیروهای انقلابی و کاندیدا سازی و کاندیدا تراشی برای پراکندگی جریان ارزشی و انقلابی تلاش خواهد کرد که نیاز است هم مردم و هم هر تشکیلاتی که وظیفه آگاه سازی دارد به این مهم توجه تا در تله این جریان قرار نگیرد.

یادداشت: نعمت الله خمش آیا،  فعال سیاسی و اجتماعی