مهندس جهانبخش باید به این موضوع عنایت داشته باشد که در هنگام ترک استان زرخیز بوشهر کدام گروه از رفتن وی متأثر خواهند شد و چه کسی، با چه مقام و چه تفکر سیاسی برای وی قطره اشکی خواهد ریخت؟
سوک: عبدالله نجفی : مهندس محمد حسین جهانبخش، نوزدهمین
سکان دار استانداری بوشهر بعد از انقلاب در اولین نشست رسانه ای خود در میان
انبوهی از خبرنگاران نشریات و رسانه های مجازی قرار گرفت.
سالن شماره یک استانداری در حالی شاهد حضور فعالین عرصه رسانه بود که مهندس شفقت
استاندار سابق بوشهر ماه ها از پاسخگویی و برقراری ارتباط با گروهی خاص از رسانه
های منتسب به مخالفین دولت و تا حدودی نظام خودداری کرده بود.
استانداری که سکان کشتی شکسته دوران افراشته را به دست گرفته بود، دلیل کنارگذاشتن
این رسانه ها را نقد های غیرمنصفانه، سياه نمايي و تخريب بی پایان آنها در رابطه
با عملکرد دولت عنوان و به شدت از رویکرد این گروه خاص انتقاد نمود. این سیاه
نمایی و تخریب دولت تا آنجایی ادامه یافت که مهندس شفقت استاندار وقت بوشهر، مدیران
را از دادن آگهی مناقصه، مزایده و گزارش آگهی به این رسانه ها منع نمود.
بایکوت این گروه خاص در ماه های گذشته باعث گردید تا اولین نشست رسانه ای مهندس
جهانبخش با حضور چشم گیر خبرنگاران و مدیران این گروه اندک از جامعه رسانه ای روبرو
شود، بی شک این هجمه بی سابقه یک لشکرکشی برای بازگشت دوباره این گروه از میدان به
در رفته به کانون توجهات است.
اما آنچه باید مورد توجه استاندار جدید استان استراتژیک بوشهر قرار گیرد
گذشته فضای رسانه ای استان و وضیعت این قشر برجسته در دولت های نهم و دهم است.
اولین نشست مطبوعاتی افراشته، استاندار معزول بوشهر در دیماه سال 84 با حضور
نمایندگان رسانه ها در حالی برگزار گردید که وی خود را فردی فرهنگی و مطبوعاتی معرفی
نمود. توجه اولین استاندار دولت نهم در بوشهر به مطبوعات در ابتدای راه بارغه
ای از امید را در دل این قشر فرهیخته به وجود آورد، اما طولی نکشید که فالوده خوری
استاندار معزول بوشهر با برخی رسانه های اصلاح طلب – که به عنوان ارگان نهضت آزادی
شناخته شده بودند – موجی از نارضایتی را در میان فعالین اصولگرای در عرصه رسانه به
وجود آورد.
وجود برخی مدیران وابسته به جریان غیر همسو با دولت در بالاترین سطوح مدیریتی
استان و مستحکم تر شدن ارتباطات میان رسانه های اصلاح طلب و استاندار اصولگرای !
دولت نهم، بسیاری از اصولگرایان استان را متقاعد کرد تا بحث عدول این استاندار
معزول از آرمان های اصولگرایی را مطرح کنند.
شکایت افراشته، استاندار معزول از برخی مدیران رسانه های اصولگرا، درگیری شدید
این استاندار با برخی صاحبان امتیاز هفته نامه ها، عدم حمایت از رسانه های فعال
اصولگرا در استان، بها دادن بیش از حد و برقراری ارتباط نزدیک با برخی مدیران رسانه
های اصلاح طلب و حضور در مراسمات وابسته به این گروه ها، کمک های غیر متعارف به
برخی از نشریات وابسته به چپ ، اعطای برخی امتیازات به چپ نویس های بوشهری و بسیاری
از این دست موارد، آن چیزی است که سیاسیون از آن بعنوان دلیل جدایی فعالین اصولگرای
مطبوعات استان از افراشته معزول یاد می کنند.
شاید کمتر کسی تصور می کرد که اولین استاندار دولت نهم که فردی از خانواده رسانه
بود چنین عملکردی در تعامل با رسانه های غیر همسو با دولت داشته باشد، رسانه هایی
که سیاست های کلان دولت نهم را به باد نقدهای مغرضانه گرفته و به صورت زنجیره ای
سیاه نمایی عملکرد کلان دولت را در دستور کار خود قرار داده بودند، جالب آنکه همین
گروه منتقد، در آن زمان عملکرد عالی ترین مقام اجرایی استان، افراشته را می ستودند!!!
تمامی آنچه که پیش از این در مورد ارتباط افراشته و رسانه های غیرهمسو با دولت
نهم آورده شد دلیلی بود تا در آخرین نشست مطبوعاتی این استاندار معزول که با مجری
گری مدیر هفته نامه ی دوم خردادی – گفته می شد مشاور مطبوعاتی این استاندار نیز
بوده است – برگزار شد، دوم خردادی ها، ملی مذهبی ها و حتی کومونیست ها برای وی هورا
بکشند. یکی رفتن افراشته را دلگیر کننده دانسته و دیگری می گفت سیاه پوشان مخالف
دیروز، موافقان امروز شده اند و موافقان دیروز، مخالفان امروز و مدیر مسئولی افراشته
را فرزند ناخلف دولت نهم می نامید. به راستی ارتباط اولین استاندار دولت نهم با
مطبوعات غیر همسو با دولت تا به چه حد بوده است؟ افراشته معزول به چه قیمتی این
ارتباط را برقرار نموده و حفظ کرد؟ و نقش رسانه های اصولگرا در عزل این استاندار
توسط ریاست محترم جمهور به چه میزان بوده است؟
با معرفی فردی غیر بومی به نام مهندس ابوطالب شفقت، این نیروی اصولگرا با به
دست گرفتن سکان داری کشتی شکسته استان، مورد هجمه های سنگین رسانه ها و نوشته های
غرض ورزانه اصلاح طلبان قرار گرفت.
اما این سیاه نمایی ها و غرض ورزی ها راه به جایی نبرد زیرا با قدرت توسط استاندار
جدید بوشهر پاسخ داده شد و مطبوعات چپ که تا آن روز در تمامی ادوار از حمایت های
عالی ترین مقام استان برخوردار بودند وارد فصلی جدید در فعالیت رسانه ای خود شدند
و خلأ حمایت استاندار بوشهر از خود را به شدت احساس نمودند.
این کش و قوس ها همچنان تداوم یافت تا در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به
اوج خود رسید و استاندار بوشهر، گروهی خاص از رسانه های استان را به همرایی و هم صدایی
با سران فتنه محکوم کرد، مهندس شفقت به دلایلی همچون سیاه نمایی و تخریب دولت،
مدیران استانی را از دادن آگهی مناقصه، مزایده و گزارش آگهی به این رسانه ها منع
کرد.
به هنگام کوچ مهندس شفقت به استان خراسان شمالی، نماینده ی هیچ رسانه ی اصلاح
طلبی در مراسم تودیع و معارفه حاضر نشد، همین گروه اندک در رسانه هایشان آوردند،
شفقت هیچ ملالی نیست از دوری شما.
با نگاهی به عملکرد دو استاندار پیشین بوشهر می توان نتیجه گرفت که ورود این
دو با معیارهای اصولگرایی به استان نتیجه ای جز آنچه در ادامه آورده می شود به دنبال
نخواهد داشت، مهندس شفقت با کارنامه ای که از خود بر جای گذاشت می تواند انتظار
حمایت اصولگرایان را داشته باشد، اما افراشته معزول، هم حمایت اصولگرایان را از
دست داده است و هم نمی تواند بر روی پشتیبانی اصلاح طلبان بعنوان فردی اصولگرا
حساب باز کند.
شایسته است مشاورین مهندس جهانبخش، استاندار جدید بوشهر گذشته مطبوعاتی عالیترین
نماینده های دولت های نهم و دهم در استان بوشهر را برای وی تشریح نمایند، تا وی با
نگاهی به کارنامه افراشته و شفقت، آینده فعالیت های خود را ترسیم کند.
مهندس جهانبخش در اولین نشست مطبوعاتی خود در سومین روز فعالیتش می گوید: در آخرین روزهای حضورم در استان
خراسان شمالی، خبرنگاری وارد اتاقم شد و متأثر از اینکه در حال ترک این استان هستم
سخنانی را بر زبان آورد و اشک از چشمانش جاری شد. استاندار بوشهر ادامه می دهد:
بالاترین پاداشی که تاکنون در این دنیا نصیبم شده، قطره ی اشکی است که از چشمان
این خبرنگار برایم جاری شد.
اما مهندس جهانبخش باید به این موضوع عنایت داشته باشد که در هنگام ترک استان
زرخیز بوشهر کدام گروه از رفتن وی متأثر خواهند شد و چه کسی، با چه مقام و چه تفکر
سیاسی برای وی قطره اشکی خواهد ریخت؟
شرکت آراد مفتخر است سایتهای با عناوین مذهبی و فرهنگی را به صورت مجانی راه اندازی نماید. جهت اطلاع از این سرویس با ما تماس بگیرید. info@arad-itc.com